خورشید کم فروغ زمستان

نمایش تلویزیونی خورشید کم زمستان: لغو یا تمدید؟ شبکه: AMC
قسمت ها: 10 (ساعت)
فصل ها: یکی



تاریخ های نمایش تلویزیونی: 11 آگوست 2013 - 6 اکتبر 2013
وضعیت سریال: لغو شد

مجریان شامل: مارک استرانگ ، لنی جیمز ، جیمز رانسون ، روبن سانتیاگو-هادسون ، اسپراگ گریدن ، آتنا کارکانیس ، بیلی لوش و دیوید کوستابیل.



شرح برنامه تلویزیونی:
یک داستان معاصر از قتل ، فریب ، انتقام و فساد ، این درام با قتل یک پلیس توسط یکی دیگر از کارآگاهان دیترویت آغاز می شود. در ابتدا ، به نظر می رسد که این یک جنایت کامل است. در نهایت ، قتل او را به قلب دنیای زیرین دیترویت می کشاند.



کارآگاه قتل ، فرانک اگنیو (مارک استرانگ) عادت دارد که بار خود و دیگران را به دوش بکشد. فرانک که در گذشته ای نه چندان دور خود دچار یک فاجعه شده است ، انتقام می گیرد وقتی که عشق جدیدش ناگهان توسط یک همکار فاسد از او گرفته شود. اگرچه او معمولاً سرراست است ، اما فرانک اجازه می دهد تا انتقام جویی او را وادار به اقدامی عجولانه کند که او را در رحمت کارآگاه همکار گدز قرار دهد.

جو گدز (لنی جیمز) ، کارآگاه کهنه کار باهوش ، اما لغزنده ، به فرانک کمک می کند تا اقدامی انتقام جویانه انجام دهد. فرانک خیلی زود فهمید که ممکن است گدس در تمام مدت نقش او را بازی کرده باشد. او احتمالاً ممکن است خودش یک پلیس فاسد باشد ، کسی که برای پوشاندن کارهای ناشایست خود قتل کرده است. ممکن است اکنون گدس فرانک را کاملاً در قدرت داشته باشد.

ستوان چارلز داوسون (روبن سانتیاگو-هادسون) فرمانده حوزه فرانك به مدت 25 سال از صحنه كثیف جنایت و سیاست دیترویت جان سالم به در برد. داوسون قصد دارد در آخرین تحقیق درباره فساد در رده های بالا باقی بماند. با این حال ، هنگامی که یکی از پلیس های او در نزدیکی با جسد مثله شده مرده پیدا می شود ، با رسوایی و تنزل مقام روبرو می شود. داوسون ، فرانک ، مطمئن ترین کارآگاه خود را مسئول تحقیقات می کند - و نمی فهمد که فرانک از نزدیک با این مرگ ها ارتباط دارد.



یک کارآگاه زیبا و بسیار باهوش ، دنی خلیل (آتنا کارکانیس) چراغ روشنی بر روی نیرو است. بدیهی است که او عاشق فرانک است ، او مشتاق است که از دست بدهد گذشته و خوشبختی را پیدا کند - احتمالاً با او. رفتار غیر متعارف فرانک در تحقیقات فعلی قتل ، دنی را مظنون می کند که مشکلی برای او پیش نیامده است.

یکی از اعضای بخش امور داخلی اداره پلیس دیترویت ، کارآگاه سیمون بوید (دیوید کوستابیل) فردی است که مأموریت دارد - پیدا کردن یک قاتل پلیس. او قاضی است و معتقد است که باهوش ترین پسر اتاق است. او مایل است سخت تحمل کند ، بداند که سرانجام طعمه خود را اسیر خواهد کرد.

دیمون کالیس (جیمز رانسون) یک ارباب جنایی خشن ، باهوش و بی رحم است که از بازی کمانچه دوم برای الکساندر اسکلوس ، رئیس اوباش حاکم دیترویت خسته شده است. او یک طرح پیچیده را برای بدست آوردن قدرت از Skelos در نظر گرفته است. وقتی پلیس فاسدی که خریداری کرده مرده پیدا می شود ، کل شبکه وی در معرض خطر قرار می گیرد.



همسر دیمون مایا (Sprague Grayden) به اندازه شوهرش خشن ، باهوش و بی رحم است. او می خواهد با چندین حق رای دادن در زمینه مواد مخدر و تن فروشی در سطح شهر ، راکت های دیترویت را گسترش دهد. او همسر ناپایدار خود را در جریان نگه می دارد ، و همیشه در جستجوی همکاران جدید قاتل است که به او کمک می کند تا برنامه های خود را اجرا کند.

یکی از آنها نیک پافلاس (بیلی لوش) ، جانباز رزمی با معلولیت روانی است و همزمان خشونت و آسیب پذیری را نشان می دهد. بدون هیچ چیزی برای از دست دادن ، او به سرعت بلند می شود تا دومین فرماندهی دیمون شود.

سری نهایی:
قسمت شماره 10 - تسلیم شوید
در مقر پلیس ، فرانک به گدز و ستوان داوسون می گوید که او از قبول اعتراف شان امتناع می ورزد. در یک اتاق بازجویی ، او اعتراف دقیق و دست نویس شان را پاره می کند ، و سپس با س questionsالاتی در مورد قتل برندان ، کوره شان را کباب می کند. شان به همه چیز کاملاً پاسخ می دهد.

ستوان داوسون در دفتر کار خود به فرانک می گوید نمی تواند اعتراف شان را نادیده بگیرد. سپس فرانک به گدس خیره شد. شما نیازی به انجام این کار نیستید ، می دانید او با اشاره به كاتيا مي گويد او او مرا دوست داشت ، هيچ حرفي نمي زد. بوید به داخل دفتر سوار می شود و فرانک را به جرم ماشین سواری این زن در فرودگاه دستگیر می کند.

اسکلوس توسط راننده خود سوار می شود. در یک چراغ جلو ، دیمون و نیک ماشین Skelos را به عقب می رسانند ، سپس بیرون می پرند و اسکلوس و راننده اش را به ضرب گلوله کشته اند.

در یک اتاق نگهداری ، بوید فرانک را به کشتن برندان بر سر یک دختر متهم می کند. او پیشنهاد می کند معاملاتي وجود دارد که می تواند قطع شود. فرانک خواستار دیدار وکیل خود و A.P.A می شود. کرت رایت

در خانه خواهرش ، مایا قسم می خورد که سرانجام برای همیشه از دامون خارج می شود. اگر حتی به فکر برگرداندن بچه ها باشید ، من زندگی شما را پاره می کنم ، خواهرش تهدید می کند.

شان در خانه دام ، دنی ، گدس و ستوان داوسون را از طریق وقایع مربوط به قتل بیلی هابسون طی می کند و غرق محل را که او ادعا می کند برندان را غرق کرده است ، به آنها نشان می دهد. دنی شک دارد.

فرانک از وکیل خود می خواهد وکالت شان را به عهده بگیرد. او سپس به A.D.A. کرت رایت که تحقیقات بوید می تواند منجر به از هم پاشیدن پرونده لیدی بل شود. کرت رایت موافقت می کند که آنها باید قبل از رسیدگی به اتهامات قتل بوید منتظر محکومیت لیدی بل باشند.

وقتی فرانک دفتر را ترک می کند ، بوید با عصبانیت به او می گوید باید معامله ای را قطع می کرد. فرانک با خشونت بوید را به داخل دیوار فرو می برد.

فرانک مایا را در خانه خواهرش پیدا كرد و به او گفت كه شان به قتلهایی كه مرتكب نشده اعتراف كرد. او با تهدید به دستگیری او در حضور بچه هایش ، او را متقاعد می کند که او را به عنوان بابی خواه باشد.

دیمون و نیک جسد اسکلوس را در صندوق عقب اتومبیل خود قرار داده و سپس آن را به اتومبیل اتومبیل سوار می کنند ، جایی که گاس قول می دهد هر دو وسیله نقلیه اسکلوس و خودرویی را که برای خاتمه دادن به او استفاده می کردند از بین ببرد. دیمون و نیک برای پایین دراز کشیدن به سمت سنگ چخماق می روند.

ستوان داوسون در پله های دادگستری به مطبوعات گفت که اطمینان دارد آنها مرد مناسبی دارند. در همان نزدیکی ، وكیل فرانك به وی گفت اگر آنها بتوانند قاضی را قانع كنند كه شان به اندازه کافی صلاحیت ورود به اعتراض را ندارد ، می توانند به شان كمك كنند.

خانم هابسون کنفرانس مطبوعاتی ستوان داوسون را قطع کرد و عکس دیمون را که فرانک به او داد تکان داد. آنچه را که به من گفتی به آنها بگو ، او خواستار است و به فرانک نگاه می کند. فرانک او را نادیده می گیرد. او در مقابل خبرنگاران با D.P.D تماس می گیرد. چیزی جز دروغگوها

در داخل محاصره شهرستان ، مایا از شان می گوید که چرا اعتراف کرده است. او می گوید ، تو کسی هستی که مرا اینجا قرار داده ای ، او را مقصر می داند که او را در کک قلاب کرده و از او دست کشیده است. او به او می گوید برو به جهنم. همانطور که شان را بدرقه می کنند ، او به نگهبان خود می گوید که هیچ بازدید کننده یا وکیلی را قبول نکند.

در خانه گدس ، آوریل به گدس اطلاع می دهد که مادرش می خواهد او دوباره به خانه برگردد. مادر شما درست می گوید ، شما با او بهتر هستید ، گدس پاسخ می دهد.

دیمون با مایا تماس می گیرد تا به او بگوید Skelos مرده است. او که هنوز از دامون عصبانی است ، اشاره می کند که شان به قتل بیلی هابسون اعتراف کرده است. پس از تماس ، دیمون با اطمینان به نیک می گوید که او و مایا درست مثل همیشه پیش او برمی گردند.

گدس در خانه به دیدن فرانك می رود و به او می گوید كه بوید برای روز بعد جلسه اضطراری فراخوانی كرد. فرانک فاش کرد که تلفن پیش پرداخت Brendan را به طور کامل در اختیار داشته است و می گوید که آنها باید تلفن را برای شان قابل ردیابی کنند.

بعداً ، فرانک تلفن پیش پرداخت را در پوشه Sean در اتاق مدرک کاشت.

روز بعد در دفتر شهردار ، بوید به کرت رایت و معاون شهردار کوک می گوید که فرانک و گدز برندان را کشتند. او پرونده خود را بیان می کند ، از جمله شواهد جدیدی از پزشک قانونی در مورد میزان هضم آخرین وعده غذایی برندان که زمان مرگ وی را زیر سوال می برد. دانی نشان می دهد که او برای ضبط صحبت فرانک در مورد کاتیا ، که بوید فکر می کند Bobek را به مرگ او کشانده است ، او سیم بسته است. ستوان داوسون به همه یادآوری می کند که مظنونی دارند که قبلاً اعتراف کرده است ، همراه با یک تلفن پیش پرداخت که او را به برندان متصل می کند.

فرانک می گوید ، شما در هنگام استراحت با دنی روبرو شده اید ، سیم بسته اید. شما یک ترسو هستید ، او مقابله می کند.

هنگامی که دیمون از پارکینگ متل خود در فلینت عبور می کند ، دو مرد نقابدار سوار اتومبیل می شوند. یکی از آنها بیرون می آید و دیمون را اسلحه می کند ، سپس با تلفن همراه خود از بدن دیمون عکس می گیرد.

بازگشت به دفتر شهردار ، کورت رایت از فرانک و گدز عذرخواهی می کند و می گوید هیچ دلیلی برای تردید در اظهارات قسم خورده شان وجود ندارد. بوید در حالی که اتاق خالی می شود با ناباوری می خندد. شما می دانید که من درست می گویم! او در حالی که با عصبانیت به یک کامپیوتر لپ تاپ علیه میز کنفرانس برخورد می کند مرتبا فریاد می کشد.

فرانک برای خداحافظی از شان دیدار می کند. شان گفت: من به تو گفتم ، من خوب نیستم.

در مقر پلیس ، فرانک به ستوان داوسون می گوید که وقتی حکم لیدی بل صادر شد قدم جلو بگذارد و تعظیم کند. در مورد اعضای خانواده ای که وی در مورد خودکشی های جعلی تماس گرفته است ، فرانک پیشنهاد می کند که اعلامیه های خودکشی را برندان بنویسند. سپس موافقت می کند که به مرخصی روانی برود.

هنگام رفتن ، فرانک به دانی گفت ، تو پلیس خوبی هستی. اگر من جای شما بودم ، من شرتم را بالا می زدم.

در خانه ، بوید نوشیدنی می ریزد و با ناامیدی تماشای فیلم دوربین امنیتی فرانک و گدس از خانه برندان را می بیند.

در خانه Reverend Lowdown ، A-K عکس جسد دیمون را به Lowdown نشان می دهد. وقتی Lowdown می پرسد آیا پلیس هایی وجود دارد که ممکن است در مورد قتل به آنها داغ کند ، A-K ذکر می کند که مایا فرانک را می شناسد. Lowdown این را برای لحظه ای در نظر می گیرد و سپس تلفن را خرد می کند.

در حالی که نیک به داخل جاده اتومبیل دیمون می کشد ، مایا از کنار پنجره عبور می کند. وقتی نیک از وسیله نقلیه خارج می شود و صورت خود را در دستان خود دفن می کند ، مایا تا زانوی او می افتد و متوجه می شود که دیمون مرده است.

در خانه ، گدس به آوریل می گوید که مکانش با او است. در مورد پرونده بزرگ شما چطور؟ او می پرسد. تمام شد. گدز می گوید ما او را به دست آوردیم.

فرانک جسد کتیا را در مطب پزشکی شناسایی و از او می خواهد مقدمات مراسم خاکسپاری را انجام دهد. نام آن مرحوم چیست؟ پزشک قانونی می پرسد. فرانک پاسخی ندارد.
توضیحات حسن نیت ارائه می دهد AMC.
پخش اول: 6 اکتبر 2013.

آیا دوست داری خورشید کم فروغ زمستان سریال تلویزیونی؟ فکر می کنید باید یک فصل دیگر لغو یا تمدید شود؟