به من دروغ بگو

به من دروغ بگو شبکه: FOX
قسمت ها: 48 (ساعت)
فصل ها: چهار



تاریخ های نمایش تلویزیونی: 21 ژانویه 2009 - 31 ژانویه 2011
وضعیت سریال: لغو شد

مجریان شامل: تیم روت ، کلی ویلیامز ، برندان هینز ، مونیکا رایموند ، مخی فیفر ، جنیفر بیلز ، هیلی مک فارلند ، شان پاتریک توماس و تیم گینه.



دروغ گفتن گذشته من تلویزیون نشان می دهد

شرح برنامه تلویزیونی:
یک فرد متوسط ​​در ده دقیقه مکالمه سه دروغ می گوید و دکتر کال لایتمن (تیم روت) می تواند آنها را تشخیص دهد. او با تجزیه و تحلیل چهره ، بدن ، صدا و گفتار فرد ، حقیقت را تشخیص می دهد. با تجزیه و تحلیل حالات صورت ، لایتمن می تواند احساسات را بخواند - از کینه پنهان گرفته تا جذابیت جنسی تا حسادت. او متخصص برجسته فریب در جهان است ، دانشمندی که زبان بدن غیر ارادی را مطالعه می کند تا کشف کند نه تنها کسی دروغ می گوید بلکه چرا.



متأسفانه ، همانطور که لایتمن خیلی خوب می داند ، توانایی علمی او در زندگی شخصی او هم نعمت است و هم نفرین ، جایی که خانواده و دوستان اغلب به آسانی یکدیگر را فریب می دهند مانند مجرمان و غریبه ها.

لایتمن سرپرستی تیمی از متخصصان گروه لایتمن را بر عهده دارد که در سخت ترین پرونده هایشان به اجرای قانون فدرال ، سازمان های دولتی و پلیس محلی کمک می کنند.

دکتر جیلیان فوستر (کلی ویلیامز) یک روانشناس با استعداد و شریک حرفه ای لایتمن است که در حالی که بیشتر روی جزئیات تمرکز می کند ، به تصویر بزرگتر نگاه می کند. او خواه ناخواه به راهنمایی و بینش او در مورد رفتار انسان احتیاج دارد.



الی لوکر (Brendan Hines) محقق اصلی تیم است که از تمایل انسان به دروغ بسیار ناراحت است به طوری که تصمیم گرفت آنچه را صداقت رادیکال می نامد را عملی کند. او همیشه همه چیز را در ذهن خود می گوید و اغلب هزینه آن را می پردازد.

ریا تورس (مونیکا رایموند) جدیدترین عضو آژانس و یکی از معدود افراد طبیعی در زمینه کشف فریب است. او توانایی خام و آموزش ندیده ای در خواندن مردم دارد که باعث می شود او نیرویی برای حساب شدن باشد.

این مجموعه با الهام از یافته های علمی دکتر پاول اكمن ، متخصص زندگی واقعی است كه می تواند با خواندن سرنخ های تعبیه شده در صورت ، بدن و صدا انسان ، حقیقت و دروغ را در تحقیقات جنایی افشا كند.

سری نهایی:
قسمت 48 - برنامه قاتل
کال از طریق دفتر برنامه شبکه اجتماعی Seekout پرسه می زند و با تلفن هوشمند خود عکس می گیرد. سپس او با زاک مورشتاین در مورد اخراج یکی از بنیانگذاران خود ، کایل پوتنام ، درست قبل از انتشار عمومی شرکت و درآمد میلیاردی خود روبرو می شود. زاك اظهار داشت كه كلر ، سومین بنیانگذار شركت ، كال را باید استخدام كرده باشد و افزود كه او و كلر دوستانی دیرینه هستند. زاک با پوزخندی گفت: پس به او بگویید که او امن است.



وقتی کال و جیلیان با کلیر در دفتر گروه لایتمن ملاقات می کنند ، کال نگران پوزخند زاک است و می ترسد کلر به سرنوشت کایل دچار شود. کلر اعتراف می کند که زاک تغییر کرده است ، اما او می گوید که آنها هنوز دوست هستند و او نمی خواهد با او بجنگد. وقتی کال تعجب می کند که آیا این تغییر شخصی بیشتر از تجارت است ، کلر بلند می شود و می رود.

در حالی که جیلیان - که درمانگر سابق کلر بود - قول داد که از او محافظت کند ، الی مشاهده می کند که کلر به سرعت جانب زاک را گرفت. جیلیان ادعا می کند که کلر به سادگی در تضاد است زیرا دوستی برای او معنی دارد.

در همین حال ، مرد جوانی وارد دفتر خالی کال می شود ، اسکناس 100 دلاری را روی میز می بیند و دور می شود. کال - که تماشا کرده است - او را متوقف می کند. او Marquis Key Turner است ، و Ria می خواهد کال به او کار بدهد. کال می خواهد کسی به دنبال او بیاید و 100 دلار برای Key به Key می دهد.

کال به خانه امیلی ناراحت می آید ، که در اثر فشار دادن عضلات همستر توسط لیام ، همین موقع جیلیان تماس می گیرد. کال دور شد و جیلیان را در حالی که اشک می ریخت پیدا کرد زیرا او برای بررسی کلر رفت ، متوجه شد که او چاقو خورده است و نمی تواند او را نجات دهد.

کارآگاه والوسکی به کال و جیلیان می گوید که برنامه Seekout در تلفن کلر ، کاایل را در زمان قتل در آپارتمان کلر قرار داده است. کال می گوید که کایل قاتل نیست. والوسکی اضافه می کند که سوابق برج تلفن همراه حضور کایل را تأیید می کند و این سوابق جعلی نیستند. کال هنوز قانع نشده است.

جیلیان و کال از زاک بازدید می کنند ، که جیلیان را به عنوان یک درمانگر لمس می کند ، و خاطرنشان می کند که کال دارای مشکلات اعتماد است زیرا او می داند کال مرتباً لیام را گوگل می کند. زک با استکباری که به سختی عصبانیت او را پنهان می کند ، بیانیه ای امضا شده از کلر را تهیه می کند که نشان می دهد کایل به دلیل هیچ کاری نبوده است ، بنابراین دلیلی برای کشتن او نداشته است. پوزخند

وقتی والوسکی به کال گفت که کایل در روزی که کشته شد ، سه بار با کلر تماس گرفت ، کال می خواهد کایل و زاک را در مکعب بگذارد ، اما والوسکی از این کار امتناع می ورزد و خاطرنشان می کند که کایل وکیل دارد و دلیلی برای دستگیری زاک ندارد.

کال در یک کافی شاپ با کایل روبرو می شود و به او می گوید که این وکلای شرکت در پرونده قتل فایده ای ندارند. کایل توصیف می کند که چگونه زاک یکبار شبکه محلی سلول دختری را که دوست داشت هک کرد و متن های او را خواند تا بیشتر او را بشناسد ، اما این یک دنباله الکترونیکی به جا گذاشت. کایل معتقد است که زاک شیرین کاری مشابهی را برای قاب دادن به او کشیده است ، که قصد دارد آن را ثابت کند. او همچنین اعتراف كرد كه با كلر تماس گرفته است زیرا شنیده است كه زاك از دیدار كال عصبانی شده است و موافقت می كند كه كار خود را در دفتر كال ادامه دهد.

کال ، ولوفسکی را پیدا می کند که در حال مطالعه صحنه قتل است ، متوجه عکس قاب شده مادربزرگ کلر می شود که در کنار مبل قرار دارد و والوسکی را متقاعد می کند که کلر قبل از کشته شدن رابطه جنسی داشته است.

کال از زک در مورد رابطه جنسی خود با کلر می پرسد ، که او آن را انکار می کند. جیلیان و ریا س Kال یکسانی را از کایل می پرسند ، که او نیز انکار می کند ، سپس اعتراف می کند که آن را پنهان کرده است زیرا می دانست این کار باعث عصبانیت زاک می شود - و وی را به احتمال زیاد به مظنون به قتل تبدیل می کند - ادعا می کند که کشف زاخ از این رابطه منجر به اخراج وی شده است.

کایل دنباله الکترونیکی را پیدا می کند و سعی می کند آن را در ISP Zach جستجو کند ، که بمبی منطقی پنهان را فعال می کند و دنباله را پاک می کند.

والوسکی سپس از زاچ می پرسد که او از رابطه کایل و کلر چه شناختی داشته است. وقتی او جواب داد ، شایعات اداری ، او گفت که مگر اینکه او بتواند ثابت کند که این دو چیزی فراتر از دوستان بوده اند ، کایل آزاد خواهد شد.

زاک به سرعت به سمت رایانه خود می رود ، جایی که کال ، جیلیان و کایل او را پیدا می کنند که پیام های خصوصی بین کایل و کلر را بررسی می کند. کایل - که به کامپیوتر زاک وصله زده است - اشاره می کند که این پیام ها ناشناس بوده و دسترسی زاک به آنها شواهدی است که وی از این ماجرا می دانسته است ، و این انگیزه ای برای قتل به او می دهد.

کایل همچنین اعتراف می کند که او و کلر قصد داشتند تصرف کنند و وقتی زک این موضوع را کشف کرد ، کایل را اخراج کرد و کلر را مجبور به امضای این اسناد کرد. کال یادداشت می کند که زاک عاشق کلر بود ، اما این احساس متقابل نبود.

وقتی زاك ادعا كرد كه هرگز او را لمس نكرده است ، جیلیان با عصبانیت در مورد زخم چاقو با او روبرو می شود. زک با تمسخر می گوید که همه شواهد به کایل اشاره دارد و با تمام پول و وکلای من ، حقیقت مهم نیست. اما کال فقط این جمله را روی تلفن هوشمند خود ضبط کرد و کایل آن را از طریق یک شبکه رایانه ای پخش کرد.

کال سپس متوجه می شود که کی به دفتر او حمله کرده و او را به دلیل عدم تمکین اخراج می کند. اما کی هنوز می خواهد کال به خاطر جوسازی اش به او مبلغی بپردازد که نتیجه ای در بر نداشت. کی می گوید این به این دلیل است که لیام بچه خوبی است و کال باید به امیلی اعتماد کند و اضافه می کند که کال باید حقیقت را بشنود - و کی به کار نیاز دارد. خوب.

کال به دیدار زاک در زندان می رود و به او می گوید که توصیه کرده است که زاک به جای زندان در یک م institutionسسه روانی قرار گیرد. چرا؟ از آنجا که زندان فقط آزادی زاک را خواهد گرفت ، اما قرص های این م institutionسسه می تواند ذهن او را از بین ببرد - و دکتر جیلیان فاستر اطمینان حاصل خواهد کرد که این کار انجام می شود.

کال به خانه می رود و می فهمد که امیلی از لیام جدا شد زیرا قبل از ازدواج به رابطه جنسی اعتقاد نداشت. او از او می پرسد آیا او عاشق جیلیان است؟ وقتی کال قبول می کند که این کار را می کند ، امیلی می پرسد که منتظر چه چیزی است. کال آه می کشد ، من جوابی برای آن ندارم ،
پخش اول: 31 ژانویه 2011.